یادداشت/ بستن تنگه هرمز با غرق نمودن کشتی‌های تجاری قدیمی

محمد مونسان دکتراي مهندسي معماري دريايي و عضو هيأت علمي دانشگاه در یادداشتی به امکان عملی بستن تنگه هرمز با غرق نمودن کشتي­هاي تجاري قديمي پرداخته است.

محمد مونسان/دکترای مهندسی معماری دريايی و عضو هيأت علمي دانشگاه

فهرست عناوین یادداشت:


مقدمه

در دو دهه گذشته بارها صحبت از توانايي ايران در بستن تنگه هرمز و ابزارهاي موجود ايران در اين باره شده است و برخي کارشناسان غربي، توانايي ايران را زير سوال برده و بيان داشته اند که ايران صرفا براي چند ساعت مي تواند تنگه هرمز را به کمک مين ريزي و قايق هاي تندرو مسدود کند.

اين در حاليست که مهم ترين و اساسي ترين ابزار ايران براي بستن چند ماهه و حتي چند ساله تنگه هرمز، غرق نمودن کشتي هاي بزرگ قديمي اقيانوس پيما در مسير کشتيراني در تنگه هرمز است. هدف در اين بحث، بررسي تبعات اقتصادي نمی باشد، بلکه صرفاً امکان پذيري عملياتي آن مد نظر است.

توانایی ايران برای بستن تنگه هرمز

ايران بارها تهديد کرده است که در صورت بروز درگيري نظامي توانايي بستن تنگه هرمز را دارد. تنگه هرمز يکي از مهمترين نقاط گلوگاهي (choke point) جهان است که هر روز حدود 16 تا ۱9 ميليون بشکه نفت خام که معادل ۴۰ درصد کل نفت حمل شده توسط کشتي‌هاي نفت‌کش و نزديک به ۲۵ درصد کل عرضه جهاني نفت است، از آن عبور می کند. حدود ۶۸ درصد ذخاير شناخته‌ شده نفت و گاز طبيعي دنيا در خليج فارس قرار دارد و امنيت تنگه هرمز نقش کليدي در تأمين بي‌وقفه انرژي دنيا دارد.

بيشتر اين نفت به بازارهاي آسيا، ايالات متحده و اروپاي غربي مي‌رود. در واقع بر اساس آمارهاي موجود حداقل 88 درصد نفت عربستان سعودي، 90 درصد نفت ايران، 98 درصد نفت عراق، 99 درصد نفت امارات متحده عربي و 100 درصد نفت كشورهاي كويت و قطر از تنگه هرمز عبور مي‌كند كه در مجموع مي‌توان گفت 90 درصد صادرات نفت توليدكنندگان خليج فارس توسط تانكرهاي نفتي از اين مسير عبور مي كند.

واقعيت آن است كه مجموع معبرهاي جايگزين انرژي مانند خط لوله شرق به غرب از عربستان به درياي سرخ و خطوط لوله عراق در خوشبينانه‌ترين حالت و در صورت تعمير و در مدار قرار گرفتن نمي‌توانند بيش از 7 ميليون بشكه از 19 ميليون بشكه نفت عبوري از اين تنگه را از خود عبور دهند. حتي در قرن گذشته نيز بطور تاريخي تنگه هرمز داراي اهميت بوده است بطوريکه ناپلئون بناپارت در مورد آن مي­گويد: “Let us be master of the strait for six hours and we will be masters of the world.” یعنی؛ «بگذارید شش ساعت بر تنگه مسلط باشیم تا بر جهان مسلط شویم.»  

پاتريك كلاوسون ـ پژوهشگر مسائل خاورميانه در موسسه خاور نزديك واشنگتن ـ در ضمن نشستي در كميته نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريكا گفته است: «با توجه به عبور 40 درصد نفت مورد نياز جهان از اين شاهراه حياتي ، اگر اين تنگه براي مدتي طولاني بسته شود، اقتصاد جهاني سقوط خواهد كرد.»

سالانه ۵٠ هزار فروند کشتي از تنگه استراتژيک هرمز عبور مي‌کنند که از اين تعداد ١٧ هزار فروند شناور‌هاي نفت‌کش است. عرض ورودي تنگه هرمز مطابق تصویر برابر ۵۴ کيلومتر و کمترين عرض آن ۳۹ کيلومتر (۲۱ مايل دريايي) است که بدليل محدوديت عمق آب تنها منطقه اي به عرض ۱۰ کيلومتر آن قابل عبور براي کشتيراني است و تنها ۳ کيلومتر آن براي عبور کشتي هاي غول پيکر (مسير رفت و برگشت) مناسب است که البته از اطراف جزاير ايراني بايد عبور کنند که بر روي اين جزاير هم نصب پايگاه هاي موشکي محتمل است. بيشترين عمق آب در عرض ۳ کيلومتري فوق (براي کشتيراني) برابر ۱۰۰ متر است و هرچه به سمت داخل خليج فارس مي رود اين عمق کاهش مي يابد و تا ۶۰ متر در اين کانال مي رسد.

نمايش مسير کشتيرانی در تنگه هرمز با عرض ۱۰ کيلومتر و ۳ کيلومتر

روش های بستن تنگه هرمز

همواره يک سوال اصلي اين بوده است که «آيا ايران توانايي بستن تنگه هرمز براي مدت طولاني را دارد؟ روش هاي آن چيست؟»

در پاسخ به اين سوال نظريه هاي بسياري ارائه شده است از قبيل:

۱) مسدود کردن تردد بوسيله ناوهاي ايراني يا قايق هاي تندرو مسلح که بدليل حضور قدرت هاي فرامنطقه اي چندان امکان پذير نمي باشد.

۲) مين ريزي در مسير تردد کشتي ها که اين مورد نيز به دليل حضور کشتي هاي مين روب و امکانات پيشرفته مين يابي و مين روبي نمي تواند براي مدت طولاني باعث بسته شدن تنگه هرمز شود.

۳) هدف قرار دادن کشتي هاي عبوري از طريق پايگاه هاي موشکي ثابت و متحرک در ضلع شمالي تنگه هرمز با موشک هاي برد کوتاه و متوسط. اين مورد مي تواند يک چالش مهم باشد؛ چرا که تمام ضلع شمالي خليج فارس و درياي عمان و تنگه هرمز در اختيار ايران است. با توجه به عرض کم تنگه هرمز، ايران مي تواند با موشک هاي برد کوتاه با بردي در حدود ۵۰ کيلومتر تردد دريايي را بطور اساسي مختل يا متوقف نمايد. از آنجا که اين اختلال مي تواند کل تجارت دريايي و انتقال نفت در دنيا را مختل کند، احتمالا منجر به دخالت نيروهاي فرامنطقه اي خواهد شد و تنها در صورت بروز درگيري تمام عيار و همه جانبه و انهدام تمام پايگاه هاي ثابت و متحرک موشکي ايران، مي توان به ايمن بودن تنگه هرمز رسيد. البته با توجه به اينکه ايران داراي موشک هاي با بردهاي مختلف است و از مزيت سرزمين مادري خود بهره مند است مي توان گفت در اين زمينه داراي برتري است و قدرت هاي بزرگ نمي توانند براحتي بر اين چالش در مدت زمان کوتاهي غلبه کنند.

۴) غرق کردن چهار يا پنج فروند کشتي اقيانوس پيما در تنگه هرمز که به نظر مي رسد اين روش، ساده ترين، موثرترين و امکان پذيرترين روش در مسدود کردن تنگه هرمز براي مدت طولاني باشد. طول يک کشتي ULCC در حدود 400 متر و عرض 60 متر است (مطابق تصویر زیر).

نمونه ای از ابعاد يک نفتکش ULCC

اگر ايران پنج فروند از کشتي هاي ULCC از رده خارج خود را بصورت طولي و با فواصل 200 متري از هم در داخل تنگه هرمز غرق کند عملا تنگه هرمز مسدود شده است و امکان عبور کشتي هاي ULCC و VLCC وجود نخواهد داشت. شکل زير نشان مي دهد که اگر حداکثر عمق در تنگه هرمز را 100 متر در نظر بگيريم، با غرق شدن يک فروند ULCC عملاً امکان تردد کشتي هاي نفتکش بزرگ از روي آن وجود ندارد. ضمن اينکه عمق آب در اکثر طول مسير تردد کشتي ها در خليج فارس کمتر از 100 متر است. عرض يک کشتي ULCC حدود 60 متر و عرض ايمن آن براي عبور 200 متر است چراکه مواد خطرناک و قابل اشتعالي را حمل مي کنند. علاوه بر غرق کردن عمدي کشتي هاي نفتکش قديمي از طرف ايران، بروز يک جنگ در اين تنگه باعث غرق شدن تعداد بسيار بيشتري از کشتي هاي نظامي و تجاري در اطراف تنگه هرمز و خليج فارس خواهد شد.

وضعيت يک کشتي ULCC غرق شده در تنگه هرمز با عمق 100 متر که عبور کشتي هاي اقيانوس پيما را با خطر مواجه مي کند.

طبيعتاً عبور کردن از تنگه اي که چندين فروند کشتي در آن غرق شده اند ريسک بالايي دارد و شرکت هاي کشتيراني و شرکت هاي بيمه چنين ريسکي را نمي پذيرند. بيرون کشيدن لاشه يک کشتي اقيانوس پيما از عمق ۱۰۰ متري در خوشبينانه ترين حالت، حداقل به ۱۰ ماه زمان نياز دارد چراکه نياز به تکه تکه نمودن کشتي هاي مغروق در زير آب و بالا کشيدن آنها بوسيلهCrane Barges خاص است. مشابه آن در بيرون کشيدن لاشه زيردريايي کورسک از عمق 108 متري مشاهده شد که 5 ماه بعد از شروع قرارداد نجات و 14 ماه پس از حادثه طول کشيد که البته ابعاد و تناژ اين زيردريايي بسيار کوچکتر از يک نفتکش ULCC بود.

شکیلا لشکری

دکتری فیزیک دریا

انتشار
منتشر شده توسط:
شکیلا لشکری